محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
317
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفتند : « وعده گاهى بگذار كه ما و او فراهم شويم . » و سران جادوگرانى كه فرعون در مقابل موسى فراهم آورده بود چهار كس بودند . سابور و عادور و حطحط و مصفى و همينان بودند كه وقتى قدرت خدا را ديدند ايمان آوردند و همه جادوگران ايمان آوردند . و فرعون كس پيش موسى فرستاد كه : * ( فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَبَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُه نَحْنُ وَلا أَنْتَ مَكاناً سُوىً . قال مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى . فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَه ثُمَّ أَتى 20 : 58 - 60 ) * . . . * ( فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ من اسْتَعْلى 20 : 64 ) * [ 1 ] يعنى : ميان ما و خودت در مكانى مشخص وعده گاهى بگذار كه از آن تخلف نكنيم گفت : « وعده گاه شما روز آرايش است كه مردم نيمروز مجتمع شوند . » فرعون برفت و نيرنگ خويش فراهم كرد و باز بيامد . گفت : « نيرنگتان را فراهم كنيد ، آنگاه صف بسته بيائيد كه در آن روز هر كه برتر شود رستگار مىشود . » و بيست و پنجهزار جادوگر صف كشيدند و هر جادوگر ريسمانها و عصاهاى خود را به دست داشت و موسى صلى الله عليه و سلم با برادر بيامد و بر عصاى خويش تكيه داد و به نزد جماعت رسيد و فرعون در مجلس خويش بود و سران مملكتش با وى بودند و موسى به جادوگران گفت : « * ( وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى الله كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَقَدْ خابَ من افْتَرى 20 : 61 ) * » [ 2 ] يعنى : واى بر شما دروغ به خدا مبنديد كه شما را بعذابى هلاك كند و هر كه دروغ سازد نوميد شود . و جادوگران با همديگر گفتند : « * ( إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ من أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما وَيَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى 20 : 63 ) * . . . * ( يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ من أَلْقى . قال بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْه من سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى 20 : 65 - 66 ) * [ 3 ] »
--> [ 1 ، 2 ، 3 ] طه 57 تا 66